گم نام ره عشق تو را ننگ ز نام است

در خاکدان ما گوهر زندگی گم است ... این گوهری که گم شده مائیم یا که اوست


http://mdardasht.persiangig.com/gallery/erci2.jpg



برای بهترین دوستانتان آرزوی شهادت کنید ...

                                             شهید سید مجتبی علمدار



http://bayanbox.ir/id/7125946335814597489?view



تو که روانه ای به کوی حبیب ...

فقط بگو ..

مرا به خادمانگی بپذیر ...



http://aminus3.s3.amazonaws.com/image/g0028/u00027723/i01394583/aeaabd967997629e863f5d3307260b09_large.jpg



سوال نوشت: نوای وب می خونه آیا!؟

طولانیه اما ارزش گوش دادنش بالاس.. همچنان آقای زمانی ..

نوشته شده در سه شنبه 1392/12/27ساعت 10:16 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|



خدایا ...

مرا به خاطر گناهانی که در طول روز

با هزاران قدرت عقل توجیهشان می کنم ببخش !

شهید مصطفی چمران


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه 1392/12/19ساعت 14:49 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|



http://www.askdin.com/gallery/images/514/1_mcwbll5kc4429gas4s3h.jpg


این چشما با عادم حرف میزنن ..

از کی؟!

دقیقشو یادم نیس .. چند سالی میشه ..

آخه از همون بچگی به هر بهونه ای که بود می رفتیم گلزار ..

بچگی بچگی هم که نه ... از اول راهنمایی ..

دوست داشتیم ..

فضول نبودیم .. اما جای امنی بود واسه تفریح ..

قدم می زدیم ..

خیره میشدیم به عکسا ..

سنگ قبر می خوندیم ..

عکس هر کدوم قشنگتر بود مینشستیم سر خاکش ..

می گفتیم و می خندیدیم و به خیال خودمون، شهید مورد نظرو می خندوندیم!!

به جز ..

اون تیکه همیشه شلوغ بود ..

حتی بعضیا ..

یادم اومد ..

از اون شبی شروع شد، که بنده خدایی، بعد از زیارت اون تیکه ی شلوغ بغضشو شکست ..

از همون شب بود که حساس شدم ..

حاج حسین، هنوزم می خنده ..

هر شب ..

هنوز هم ، جز لبخند ، چیزی نمی گوید ..


http://up.pfnj.ir/images/98gm5xe86l6r5dqimvvo.jpg

نوشته شده در جمعه 1392/12/09ساعت 17:56 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|



https://www.rasekhoon.net/_files/_websitedata/Birds/File/227/0.jpg


هر جا از عاشقی بپرسید عشق چیست؟ تنها به زخمهای خود اشاره می‌کند. عشق، ترجمه‌ی زخم است.

عشق، حاشیه‌ی انسان بر کتاب آفرینش است.
عشق، خلاصه‌ی جهان است.
عشق، چکیده‌ی ذرات و شیره‌ی کائنات است.
عشق، پاسخ مبهم انسان به ابدیت است.
عشق، جوابیه‌ی خدا به شیطان است.
عشق، انفاکتوس تدریجی محبت است.
عشق، سرطان دوست داشتن است.
عشق، خرید و فروش پایاپای عاشق و معشوق است.
عشق، پیغامی‌ست که پرستوها به سرزمین‌های دیگر می‌برند.
عشق لک لکی‌ست که روی درخت خاطرات ما لانه دارد...
عشق، دل ماست تقسیم بر همه‌ی زیبایی‌ها. عشق، کوچه‌ای است که دوست داریم از آن عبور کنیم.
عشق، محلی است که دل ما در آن قرار ملاقات می‌گیرد.
عشق، اولین کت و شلوار ما در شب عید خودآگاهی‌ست.
عشق، اولین حقوق ما از باجه‌ی معرفت است.
عشق، اولین پاداش ما از حسابداری الهی است.
عشق، عقد دائمی ما با غربت است.
عشق، شب نامزدی ما با جدایی‌ست.
عشق، کارت تبریکی‌ست که الان برای معلم سال اول خود می‌فرستیم.
عشق، لحظات نادر شاه زندگی‌ست.
عشق، اولین مژگانی‌ست که از جیحون حیرت ما عبور می‌کند.
عشق حمله‌ی مغول به رویاهای ماست.
عشق، لحظات شکوهمندی‌ست که کودکان بر تلفظ بابا پیروز می‌شوند.
عشق، شماره تلفنی‌ست که سالها به دنبال آن می‌گردیم.
عشق، بزرگترین ثانیه‌ی ساعت شماطه‌دار زندگی ماست.
... عشق امتحان ورودی رحمت الهی‌ست. عشق، آسانسور حیات بشرست، وای به حال کسی که در آسانسور گیر افتاده باشد.
عشق، نردبانی‌ست که ما را از خود بالا می‌کشد.
عشق، عبور اضطراری انسان ار کریدور عادت است.
عشق، اتوبانی‌ست که تا ته ابدیت می‌رود.
عشق، جناح رادیکال عرفان است.
عاشقان پیوسته به دنبال یک تحول بنیادی در ساختار وجودند...

باید شیشه‌های افتاده‌ی پنجره را متواضع کرد. باید پرده‌های تماشا را کشید و نماز شب خواند. باید مثل جلبک‌ها به حوض خیره شد. باید به موقع، حیرت آیینه‌ها را عوض کرد. باید مواظب تُنگ تنفّس بود.


http://wisgoon.com/media/pin/images/o/1356170661207034Mahdieh71_11223327.jpg


شعر، كاغذ دلسوختگان و نامه عاشقان است. شعر، نامة عاشقانة انسان به خداست. عاشقان از طریق شعر با یكدیگر ارتباط برقار می‌كند و عارفان بر موج شعر برای یكدیگر پیام می‌فرستند. بیشتر پیام‌های بزرگ بشری، روی تلكس شعر آمده است. زیباترین نامه‌های عاشقانه نامه‌هائی بوده‌اند كه در پرتو شمع شاعران نوشته شده‌اند.


شعر، صرف كلمات، به نحو عاشقانه است. شعر، فرهنگ لغات عاطفی‌ست. شعر، آرشیو مضامین كهنه و فایل واژه‌های نوین است. شعر، آلونك بشر در سایة درخت طبیعت است. شعر، شكوفه‌های شعور شاخه‌ها و جوانه‌های حضور در باغچه‌هاست. شعر، شعله خرمن احساس و آتش بزم تخیل است.


http://pic.photo-aks.com/photo/nature/season/autumn/medium/old-bench-in-outumn.jpg



نوشته شده در جمعه 1392/12/02ساعت 14:19 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|




http://www.labkhandezendegi.com/Uploads/Posts/2011/08/child.jpg


گفتند: آن مرد ماهی گیر است، آن مرد از دریا ماهی می گیرد.

گفتند: آن مرد کشاورز است، آن مرد در زمین دانه می کارد.

جوانمرد گفت: چه نیکو که آن مرد، ماهی گیر است و از دریا ماهی می گیرد و چه نیکو که آن مرد، کشاورز است و در زمین دانه می کارد.

اما نیکوتر، مردی است که از خشکی ماهی می گیرد و دانه اش را در دریا می کارد.

و نیکوتر از این دو، کسی است که می تواند از آب، آتش بگیرد و از زمین، آسمان برداشت کند.

ممکن را به ممکن رساندن کار مردان است، اما کار جوانمردان آن است که ناممکن را ممکن سازند.


هزاران معجزه میان آسمان و زمین معطل است. دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد.


http://www.sjsu.edu/faculty/harris/StudentProjects/Kowal/night.jpeg

نوشته شده در سه شنبه 1392/11/15ساعت 14:59 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|




باز امروز هوا در هم شد ... کتری شرجی شبنم دم شد
                  ظهر یک لحظه حقیقت خَم شد ... پُرِ دامان هوا شبنم شد
                                          تا غروب آیینه تر بودند ... ابرها روی صنوبر بودند
                                     کوچه گویی به درون بر می گشت ... داشت آیینه مقطر می گشت
                   من گلی را به نظر می خواندم ... داشتم ورد سحر می خواندم
                                داشتم دوست صدا می کردم
                                                     التماسی ز دعا می کردم
                                       ناگهان می به درونم باید ... عشق چون سیل به خونم بارید
                       ناگهان وزن غرورم کم شد ... شانه ام زیر تواضع خم شد
         ناگهان می به خروشم آورد ... عشق سیلی زد و هوشم آورد
ناگهان داغ تو پهلویم زد ... خنجر دوست به بازویم زد
                                       لحظه ای صحن چمن معبد شد
                                                          دسته ای نرگس زیبا رد شد ...
         من تب شعله به دودم افتاد ... آتش گل به وجودم افتاد
  وای آن سرو چه بالایی داشت ... وای صحرا چه طنین هایی داشت
                            من وجودم ز عدم فانی شد ... من تنم یکسره روحانی شد
          نذر کردم می شبنم بدهم
                                           سفره حضرت مریم بدهم !
                                                 من صف آیینه را می دیدم ... باید از پنجره می خندیدم
                                    شیهه شب به سرم زد ناگاه ... جاده بانگ سفرم زد ناگاه
                      عشق کردم بدوم تا خورشید ... سایه _ پنهان بدوم تا خورشید
           هر چه دل منع جنون کرد نشد ... هر جه آیینه فسون کرد نشد
ناگهان بیشه تهی از ما شد ... یک نفس برکه و من تنها شد
   او صدا کرد رد پایم را ... بعد پوشید نفس هایم را
                                       گر چه راه دل ما تاریک است ...
                                                  عشق خیلی به درون نزدیک است !
احمد عزیزی


http://6269-9001.zippykid.netdna-cdn.com/wp-content/uploads/2013/09/Rain-Wallpaper-Free.jpg



نوشته شده در یکشنبه 1392/10/29ساعت 19:58 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|



دیدند دشمنان که در این خطه لاف نیست

شمشیر دوستان علی در غلاف نیست

در این قبیله نخل تناور همیشه هست

مقداد هست، مالک اشتر همیشه هست

اینجا که کوفه نیست خوارج علم شوند

سلمان نمرده است، اباذر همیشه هست

صف بسته اند این همه سردارها به شوق

یعنی برای پیشکشت سر همیشه هست

روشن ترین روایت عمار می شویم

در عشق سیدعلی همه تمار می شویم

http://img7.irna.ir/1392/13921006/80968995/80968995-5369204.jpg


خستگی نوشت:

می دونید سخت ترین کار ممکن چیه؟!
.
.
.
باور کنید پیدا کردن یه قالب خوب!!


خب چرا من بلد نیستم خودم قالب بسازم؟!؟!؟!

تاخیر نوشت:
امتحااااااااااااااااااااااااااااااان در حد 31 واحد!!
خیلی التماس دعا..
 تداخلی زیاد دارم ...

نوشته شده در دوشنبه 1392/10/09ساعت 14:28 توسط .:.من گمشده عشق توأم...نام ندارم.:.|




مطالب پيشين
» |ا:. التماس نامه .:ا|
» سربازی گم نام ..
» :: خلاصه تمام خوبی ها ::
» ... آسانسور حیات بشر ...
» معجزه های معطل !
» ""باران باده""
» در عشق سیدعلی همه تمار می شویم ..
» شاید زبان حال حضرت زینب با برادر
» بازگشت به او ...
» یا باب الحوائج ...
» چقدر از شیعه بودنمون دفاع می کنیم؟!
» «کیلومترسنج»ها را «صفر» کنیم!
» عاشقانگی های ستایش ....
» کلید بهشت...
» فریاد شیطان
» .:..معبود عاشق..:.
» نیمکت های عاشق...!
» حیـــــــــرتانه...(!)
» تبریک.. به همه کسانی که بنفشه کاشتند و منتظرند بهار، سبزش کند!!
» ایــــــــــــــــران !
» مولا علی ع : "نداشتن بینایی، سهل تر از نداشتن بصیرت است."
» سیدعلی جان دوباره اذن بدهی خواهم امد
» آب طلا بیارید!!
» کمی شوخی _ کمی جدی !!
» دکتر..!
» حضور دکتر جلیلی در اهواز
» برگ برنده ی ما، شهید زنده ی ماست
» و کسی گفت: ستاره!
» نمی دانی اگر بازگردیم ...
» مادر ...
Design By : ParsSkin.Com